Skip to main content


با تشدید بحران انرژی در پی جنگ ایران و اختلال در تنگه هرمز، بسیاری انتظار داشتند روسیه به‌عنوان بزرگ‌ترین دارنده ذخایر گاز جهان از این وضعیت بهره‌برداری کند؛ اما بررسی‌ها نشان می‌دهد محدودیت‌های ساختاری در صادرات گاز، مانع تبدیل این فرصت به یک دستاورد راهبردی برای مسکو شده است.

با اختلال در عبور کشتی‌ها از تنگه هرمز و تشدید فشار بر توازن عرضه و تقاضای گاز در جهان، یک فرض قدیمی دوباره مطرح شد: اینکه روسیه، به‌عنوان دارنده بزرگ‌ترین ذخایر اثبات‌شده گاز طبیعی، به‌طور طبیعی از این وضعیت سود خواهد برد. منطق این دیدگاه آن است که در بازاری محدود، هر تولیدکننده بزرگی که گاز مازاد داشته باشد، قدرت چانه‌زنی بیشتری پیدا می‌کند. اما مسئله اصلی این نیست که آیا روسیه هنوز گاز دارد یا نه؛ پاسخ مثبت است. پرسش واقعی این است که آیا هنوز سازوکار صادراتی لازم برای تبدیل این منابع به قدرت را در اختیار دارد یا خیر.

در بازارهای اروپا و آسیا، قیمت‌های لحظه‌ای جهش یافت و خریداران به‌دنبال تأمین‌کنندگان جایگزین رفتند. تولید سالانه گاز روسیه که حدود ۶۶۳ میلیارد متر مکعب است، در نگاه اول این کشور را گزینه‌ای مناسب برای بهره‌برداری از اختلالات عرضه—به‌ویژه در صورت کاهش صادرات قطر—نشان می‌دهد. اما این برداشت، وفور منابع را با توان صادراتی اشتباه می‌گیرد. روسیه هنوز گاز دارد، اما دیگر همان آزادی عمل برای انتقال سریع، سودآور و در مقیاس بزرگ را ندارد.

این، هسته اصلی وضعیت صنعت گاز روسیه پس از چهار سال جنگ است. این بخش فرو نپاشیده، بلکه تحت فشار سازگار شده؛ اما به بهای از دست دادن انعطاف‌پذیری، گزینه‌های متنوع، سودآوری و بخش زیادی از نفوذ ژئوپلیتیکی. روسیه همچنان یک دولت متکی به منابع انرژی است، اما با محدودیت‌های بیشتر و نفوذ کمتر.

روسیه توان تولید خود را حفظ کرده، اما زیرساخت‌هایی را که امکان فروش سودآور این گاز را فراهم می‌کرد از دست داده است؛ از جمله بازارهای ممتاز، مسیرهای متعدد صادراتی، لجستیک کارآمد LNG و شبکه‌ای از خریداران که پیش‌تر بیش از روسیه نگران قطع گاز بودند. بحران تنگه هرمز این ضعف ساختاری را آشکار کرد، نه اینکه آن را ایجاد کرده باشد.

تفاوت مهمی میان گاز و نفت وجود دارد. سهم هزینه حمل در قیمت نهایی گاز—به‌دلیل نیاز به خطوط لوله، تأسیسات مایع‌سازی و کشتی‌های ویژه—بسیار بالاتر از نفت است. به همین دلیل، تجارت گاز به زیرساخت وابسته‌تر و تغییر مسیر آن بسیار دشوارتر است.

از سال ۲۰۲۲، روسیه توانست صادرات نفت خود را نسبتاً سریع به کشورهایی مانند هند، چین و ترکیه منتقل کند، اما در حوزه گاز چنین انعطافی وجود ندارد. از دست دادن یک بازار گازی، صرفاً به معنای یافتن خریدار جدید نیست، بلکه نیازمند بازسازی کامل یک زنجیره پیچیده و پرهزینه است.

در این میان، روسیه حدود ۱۳۴ میلیارد متر مکعب از صادرات گاز خود به اروپا را از دست داده است—یکی از بزرگ‌ترین شوک‌های تقاضا در تاریخ بازار گاز. با این حال، تولید کل به‌طور کامل سقوط نکرد و بخشی از گاز به مصرف داخلی یا بازارهایی مانند چین و ترکیه هدایت شد. اما آنچه در حجم حفظ شد، در ارزش از دست رفت.

این پارادوکس اصلی صنعت گاز روسیه است: تاب‌آوری فیزیکی در کنار تضعیف راهبردی. روسیه بحران را حل نکرده، بلکه با آن سازگار شده است.


اروپا؛ مرکز ثقل از دست‌رفته

تا سال ۲۰۲۱، اروپا مهم‌ترین بازار گاز روسیه بود، اما تا ۲۰۲۵ این جایگاه تقریباً از بین رفته است. خطوط لوله‌ای مانند نورداستریم تخریب یا متوقف شدند و مسیر اوکراین نیز بسته شد. تنها مسیر باقی‌مانده، خط «ترک‌استریم» با ظرفیت محدود است. از دست دادن اروپا فقط از دست دادن یک بازار نبود، بلکه از دست دادن مرکز ثقل اقتصادی و سیاسی صنعت گاز روسیه بود.


چین؛ کمک‌کننده، اما با شروط خود

صادرات گاز به چین افزایش یافته، اما این مسیر محدودیت‌های جدی دارد. خط «قدرت سیبری ۱» به منابعی متصل است که اصلاً به بازار اروپا مرتبط نبودند. پروژه «قدرت سیبری ۲» نیز هنوز در مرحله مقدماتی است و چین شرایط قیمتی پایین‌تری را تحمیل می‌کند.

در نتیجه، وابستگی روسیه به چین افزایش یافته، بدون آنکه قدرت سابق خود را بازیابد. این یک «سازگاری» است، نه احیای نفوذ.


LNG؛ امیدی که به محدودیت تبدیل شد

گاز مایع (LNG) قرار بود انعطاف‌پذیری روسیه را افزایش دهد، اما تحریم‌ها و کمبود کشتی‌های تخصصی، این مسیر را محدود کرده‌اند. پروژه‌های جدید با ظرفیت کامل کار نمی‌کنند و حتی پروژه‌های فعلی همچنان به زیرساخت‌های اروپایی وابسته‌اند.

در واقع، LNG نیز به‌جای حل مشکل، وابستگی‌های جدیدی ایجاد کرده است.


جمع‌بندی

برخلاف تصور رایج، روسیه از جنگ ایران سود راهبردی قابل‌توجهی نخواهد برد. این کشور ممکن است از افزایش قیمت‌ها بهره‌مند شود، اما توان افزایش صادرات و تبدیل بحران به نفوذ ژئوپلیتیکی را ندارد.

روس‌ها همچنان گاز دارند، اما ابزارهای مؤثر برای فروش آن را از دست داده‌اند. صنعت گاز این کشور نه فروپاشیده و نه کاملاً قدرتمند باقی مانده، بلکه دچار یک «تنزل ساختاری» شده است—و جنگ ایران فقط این واقعیت را آشکارتر کرده است.

منبع:
مشاهده گزارش اصلی در نشنال اینترست

Leave a Reply