گاز بنیان ؛ ورود رسمی عربستان سعودی به میادین گاز و نفت سوریه صرفاً یک پروژه اقتصادی یا بازسازی زیرساختهای انرژی نیست، بلکه نشانهای روشن از آغاز مرحلهای تازه در بازآرایی ژئوپلیتیک گاز شرق مدیترانه پس از کنار رفتن بشار اسد است. توافقهای عملیاتی ریاض با شرکت نفت سوریه، در کنار نقشآفرینی امارات و شرکتهای غربی، از شکلگیری مدلی جدید حکایت دارد که در آن گاز طبیعی به ابزار اصلی بازتعریف نفوذ سیاسی، امنیتی و انرژی در سوریه تبدیل شده است.
گاز سوریه؛ قلب راهبرد جدید پس از اسد
توافقهای اخیر عربستان سعودی با شرکت نفت سوریه برای احیاء و توسعه میادین رهاشده نفت و گاز طبیعی این کشور، بخشی از یک راهبرد مرحلهبندیشده پس از اسد است که در مراکز تصمیمسازی واشنگتن و لندن طراحی شده است. برکناری بشار اسد در دسامبر گذشته، خلأیی ژئوپلیتیکی ایجاد کرد که غرب تصمیم گرفت آن را نه با اشغال نظامی مستقیم، بلکه با یک مدل بازسازی انرژیمحور و به رهبری کشورهای عربی پر کند؛ مدلی که در آن شرکتهای غربی نقش فنی و عملیاتی را در پشت صحنه بر عهده دارند.
در این چارچوب، پیشتازی امارات در احیای بخش گاز سوریه نخستین نشانه تغییر رویکرد غرب بود و ورود عربستان به این حوزه، دومین و مهمترین گام محسوب میشود. این تحول بهطور مستقیم با تلاش ایالات متحده برای بازتعریف نفوذ منطقهای خود و احیای معماری عادیسازی روابط عربی–اسرائیلی همراستا است؛ معماریای که انرژی و بهویژه گاز طبیعی، یکی از پایههای اصلی آن به شمار میرود.
چرا عربستان از نفت عبور کرد و به گاز رسید؟
برخلاف تصور رایج، تمرکز ریاض بر سوریه تنها معطوف به نفت نیست. گاز طبیعی بهدلیل نقش فزاینده در امنیت انرژی، تولید برق و پیوند با بازارهای منطقهای و اروپایی، به محور اصلی راهبرد جدید تبدیل شده است. گاز سوریه میتواند در آینده بخشی از معادله انرژی شرق مدیترانه باشد؛ منطقهای که اکنون به یکی از کانونهای رقابت ژئوپلیتیکی جهان بدل شده است.
نقش شرکتهای سعودی در احیای میادین گازی سوریه
توافقهای عربستان و سوریه برخلاف بسیاری از بیانیههای سیاسی، کاملاً عملیاتی و جزئینگر هستند. وزارت انرژی عربستان بهطور مستقیم بر فعالیت چهار شرکت کلیدی نظارت میتوافقهای میان عربستان و سوریه، برخلاف بسیاری از بیانیههای سیاسی گذشته، ماهیتی کاملاً عملیاتی و جزئینگر دارند. وزارت انرژی عربستان بهطور مستقیم بر فعالیت چند شرکت کلیدی نظارت میکند که هر یک بخشی از زنجیره توسعه میادین نفت و گاز سوریه را بر عهده گرفتهاند. در این میان، شرکت ARGAS مسئول اجرای عملیات لرزهنگاری دوبعدی و سهبعدی برای شناسایی و اکتشاف میادین جدید است. شرکت Arabian Drilling تأمین دکلهای حفاری، انجام عملیات حفاری و تعمیر چاهها و همچنین آموزش نیروی انسانی را دنبال میکند. شرکت TAQA راهکارهای یکپارچه برای ساخت، توسعه و نگهداری میادین و چاههای نفت و گاز ارائه میدهد و در نهایت ADES Holding تمرکز اولیه خود را بر افزایش تولید در چند میدان گازی کلیدی سوریه قرار داده است.
این سطح از تمرکز عملیاتی نشان میدهد که افزایش تولید گاز طبیعی در اولویت نخست برنامه بازسازی انرژی سوریه قرار دارد و نفت، دستکم در این مرحله، در جایگاه دوم ایستاده است.
امارات، عربستان و غرب؛ مثلث جدید انرژی در سوریه
حرکت عربستان در واقع ادامه مسیری است که امارات پیشتر آغاز کرده بود. توافق اولیه شرکت «دانا گاز» با شرکت دولتی نفت سوریه برای بازتوسعه میادین گازی، زمینه را برای ورود گستردهتر کشورهای خلیج فارس فراهم کرد. این روند، همزمان با برنامه شرکتهای آمریکایی برای بازسازی بخشهای نفت، گاز و برق سوریه، به شکلگیری یک ائتلاف انرژیمحور جدید منجر شده است.
در این مدل، کشورهای عربی نقش تأمینکننده مشروعیت منطقهای را ایفا میکنند، شرکتهای غربی ستون فنی و عملیاتی پروژهها را شکل میدهند و واشنگتن نیز طراحی راهبردی کلان را بر عهده دارد. نتیجه این ترکیب، بازسازی بخش انرژی سوریه با معماری سیاسی و ژئوپلیتیکی کاملاً متفاوت از گذشته است.
گاز شرق مدیترانه در برابر نفوذ روسیه
با وجود ۱۴ سال جنگ داخلی، سوریه همچنان از ظرفیت قابلتوجهی در حوزه گاز برخوردار است. پیش از آغاز درگیریها، این کشور یکی از بازیگران مهم گاز در شرق مدیترانه محسوب میشد و صادرات انرژی حدود یکچهارم درآمد دولت را تشکیل میداد. بخش قابلتوجهی از زیرساختهای گازی سوریه نیز پیشتر با سرمایهگذاری روسیه احیا شده بود؛ زیرساختهایی که اکنون غرب در حال بهرهبرداری مجدد از آنهاست، اما اینبار با معماری سیاسی و ائتلافی متفاوت.
حذف تدریجی مسکو از معماری انرژی سوریه
برای روسیه، سوریه تنها یک متحد منطقهای نبود، بلکه سنگبنای حضور نظامی و انرژی این کشور در مدیترانه به شمار میرفت. پایگاههای طرطوس و حمیمیم، همراه با نفوذ عمیق در بخش انرژی سوریه، به مسکو امکان دسترسی راهبردی به شرق مدیترانه را میداد. با تغییر معادله سیاسی در دمشق، این نفوذ بهتدریج در حال کنار زده شدن است و جای خود را به مدلی میدهد که در آن گاز طبیعی محور اصلی بازسازی و کنترل ژئوپلیتیکی قرار دارد.
گاز، امنیت و عادیسازی؛ پیوند انرژی و سیاست منطقهای
از نگاه آمریکا و متحدانش، بازسازی انرژی سوریه صرفاً یک پروژه اقتصادی نیست، بلکه بخشی از یک راهبرد گستردهتر برای مهار نفوذ روسیه و ایران، تقویت نقش کشورهای عربی همسو با غرب و بازگشایی مسیر عادیسازی منطقهای به شمار میرود. در این چارچوب، گاز سوریه به ابزاری برای پیوند دادن امنیت، سیاست و انرژی تبدیل شده است؛ ابزاری که میتواند آینده ژئوپلیتیک شرق مدیترانه را بهطور جدی تحت تأثیر قرار دهد.





